گزیده اشعار عاشقانه سعدی|عکس نوشته های شعرهای عاشقانه سعدی

سخن‌ها دارم از دست تو در دل
ولیکن در حضورت بی زبانم
عکس نوشته غزلی از سعدی

گلچین اشعار و غزلیات سعدی

 دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد غریب نیست
 
دانند عاقلان که مجانین عشق را
پروای قول ناصح و پند ادیب نیست
 
هر کو شراب عشق نخورده‌ست و درد درد
آنست کز حیات جهانش نصیب نیست
 
در مشک و عود و عنبر و امثال طیبات
خوشتر ز بوی دوست دگر هیچ طیب نیست
 
صید از کمند اگر بجهد بوالعجب بود
ور نه چو در کمند بمیرد عجیب نیست
 
گر دوست واقفست که بر من چه می‌رود
باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست
 
بگریست چشم دشمن من بر حدیث من
فضل از غریب هست و وفا در قریب نیست
 
از خنده گل چنان به قفا اوفتاده باز
کو را خبر ز مشغله عندلیب نیست
 
سعدی ز دست دوست شکایت کجا بری
هم صبر بر حبیب که صبر از حبیب نیست
ور هیچ نباشد چو تو هستی همه هست - 
مشهورترین بیت های سعدی
عکس نوشته شعر عاشقانه سعدی

شعرهای عاشقانه سعدی

 دیدار تو حل مشکلات است
صبر از تو خلاف ممکنات است
 
دیباچهٔ صورت بدیعت
عنوان کمال حسن ذات است
 
لبهای تو خضر اگر بدیدی
گفتی: «لب چشمه حیات است!»
 
بر کوزهٔ آب نه دهانت
بردار که کوزهٔ نبات است
 
ترسم تو به سحر غمزه یک روز
دعوی بکنی که معجزات است
 
زهر از قبل تو نوشدارو
فحش از دهن تو طیبات است
 
چون روی تو صورتی ندیدم
در شهر که مبطل صلات است
 
عهد تو و توبهٔ من از عشق
می‌بینم و هر دو بی ثبات است
 
آخر نگهی به سوی ما کن
کاین دولت حسن را زکات است
 
چون تشنه بسوخت در بیابان
چه فایده گر جهان فرات است
 
سعدی غم نیستی ندارد
جان دادن عاشقان نجات است
همه بر سر زبانند و تو در میان جانی - پروفایل عاشقانه از شعر سعدی
عکس نوشته از شعر سعدی برای پروفایل

زیباترین اشعار سعدی

 تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مرا
سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا
 
نگذرد یاد گل و سنبلم اندر خاطر
تا به خاطر بود آن زلف و بناگوش مرا
 
شربتی تلختر از زهر فراقت باید
تا کند لذت وصل تو فراموش مرا
 
هر شبم با غم هجران تو سر بر بالین
روزی ار با تو نشد دست در آغوش مرا
 
بی دهان تو اگر صد قدح نوش دهند
به دهان تو که زهر آید از آن نوش مرا
 
سعدی اندر کف جلاد غمت می‌گوید
بنده‌ام بنده به کشتن ده و مفروش مرا
گفتیم عشق را به صبوری دوا کنیم هر روز عشق بیشتر و صبر کمتر است
عکس نوشته اشعار عاشقانه سعدی

غزل زیبای عاشقانه از سعدی

 عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست
کان که عاشق شد از او حکم سلامت برخاست
 
هر که با شاهد گلروی به خلوت بنشست
نتواند ز سر راه ملامت برخاست
 
که شنیدی که برانگیخت سمند غم عشق
که نه اندر عقبش گرد ندامت برخاست
 
عشق غالب شد و از گوشه نشینان صلاح
نام مستوری و ناموس کرامت برخاست
 
در گلستانی کان گلبن خندان بنشست
سرو آزاد به یک پای غرامت برخاست
 
گل صدبرگ ندانم به چه رونق بشکفت
یا صنوبر به کدامین قد و قامت برخاست
 
دی زمانی به تکلف بر سعدی بنشست
فتنه بنشست چو برخاست قیامت برخاست
گفتی نظر خطاست تو دل می بری رواست - تک بیت های عاشقانه سعدی
عکس پروفایل شعر عاشقانه سعدی

غزل عاشقانه از سعدی

 متناسبند و موزون حرکات دلفریبت
متوجه است با ما سخنان بی حسیبت
 
چو نمی‌توان صبوری ستمت کشم ضروری
مگر آدمی نباشد که برنجد از عتیبت
 
اگرم تو خصم باشی نروم ز پیش تیرت
وگرم تو سیل باشی نگریزم از نشیبت
 
به قیاس درنگنجی و به وصف درنیایی
متحیرم در اوصاف جمال و روی و زیبت
 
اگرم برآورد بخت به تخت پادشاهی
نه چنان که بنده باشم همه عمر در رکیبت
 
عجب از کسی در این شهر که پارسا بماند
مگر او ندیده باشد رخ پارسافریبت
 
تو برون خبر نداری که چه می‌رود ز عشقت
به درآی اگر نه آتش بزنیم در حجیبت
 
تو درخت خوب منظر همه میوه‌ای ولیکن
چه کنم به دست کوته که نمی‌رسد به سیبت
 
تو شبی در انتظاری ننشسته‌ای چه دانی
که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت
 
تو خود ای شب جدایی چه شبی بدین درازی
بگذر که جان سعدی بگداخت از نهیبت
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
عکس پروفایل شعر سعدی

اشعار عاشقانه سعدی

 هر که چیزی دوست دارد جان و دل بر وی گمارد
هر که محرابش تو باشی سر ز خلوت برنیارد
 
روزی اندر خاکت افتم ور به بادم می‌رود سر
کان که در پای تو میرد جان به شیرینی سپارد
 
من نه آن صورت پرستم کز تمنای تو مستم
هوش من دانی که بردست آن که صورت می‌نگارد
 
عمر گویندم که ضایع می‌کنی با خوبرویان
وان که منظوری ندارد عمر ضایع می‌گذارد
 
هر که می‌ورزد درختی در سرابستان معنی
بیخش اندر دل نشاند تخمش اندر جان بکارد
 
عشق و مستوری نباشد پای گو در دامن آور
کز گریبان ملامت سر برآوردن نیارد
 
گر من از عهدت بگردم ناجوانمردم نه مردم
عاشق صادق نباشد کز ملامت سر بخارد
 
باغ می‌خواهم که روزی سرو بالایت ببیند
تا گلت در پا بریزد و ارغوان بر سر ببارد
 
آن چه رفتارست و قامت وان چه گفتار و قیامت
چند خواهی گفت سعدی طیبات آخر ندارد

همین طور بخوانید:

∗ سخن بزرگان در مورد عشق

∗ متن و عکس نوشته های زیبای عاشقانه و احساسی

∗ جملات و عکس نوشته زیبای از کتاب کیمیاگر اثر پائولو کوئیلو

مطالب مرتبط